راسی راسی داری بزرگ میشیا
سلام گلکم
می خوام یکم از کارهای شیرنت بنویسم خود که زیاد پیشت
نیستم ولی چیزای که از مامانجون وخاله می شنوم رو برات می نویسم.
وقتی پی پی می کنی می ری در دستشویی وشروع می کنی به
در زدن که بیایم بشوریمت.
وقتی بالش می بینی می ری سرت رو می زاری رو بالش البته
یه چند ثانیه سرت رو می زاری بعد میری چند دور می زنی و
دوباره سرت رو می زاری رو بالش مثلاٌ خستگی در می کنی.
قبلاٌ از تو حال مامان جون نمی تونستی بری تو آشپزخونه
(یکم از حال بالاتره نمی شه بگن که پله است اندازه5سانتی متره)
ولی الان میری یعنی ازپایین به بالا یه چند روزی هم ازبالا به پایین
رو یاد گرفتی قبلاٌ می افتادی ولی الان یه تکونی می خوری
زود تعادلت رو حفظ می کنی آفرین پسرم
.
یه چند روز پیش سرت رو گذاشته بودی رو زمین وباسنت رو
دادی بالا ودَکی می کردی .
مثل اینکه دفعه اول وآخرت بود که اینکارو می کردی دیگه
ازت این حرکت رو ندیدم اگه دیدم حتماٌ ازت عکس می گیرم
وبرات می زارمش.
تازگی ها تا دستت اوف می شه روی دستتو می گیری و
گریه می کنی یعنی دستم اوف شده.
پریشب دستت رفت بین چوب جامدادی ایستاده فرهاد که مثل اینکه
دردت اومدهمین کارو انجام دادی چقدر بوست کردن چون دفعه اولم بود
که می دیدم.


راسی راسی داری بزرگ میشیا
